آیا تا بهحال در موقعیتی قرار گرفتهاید که در مسیر یک سفر رانندگی میکنید، اما نه مقصد مشخصی دارید و نه نقشهای در دست دارید؟ فقط حرکت میکنید، بیآنکه بدانید به کجا میروید. بسیاری از پروژهها نیز دقیقاً به همین شکل پیش میروند. اعضای تیم فعالیتهای متعددی انجام میدهند، جلسات مختلف برگزار میشود و منابع زیادی صرف میگردد، اما در پایان نتیجهای روشن و قابل ارزیابی حاصل نمیشود. این اتفاق معمولاً زمانی رخ میدهد که هدف مشخصی تعریف نشده باشد. در چنین شرایطی، مدل SMART میتواند بهعنوان یک ابزار کلیدی وارد عمل شود. این مدل به مدیران و تیمها کمک میکند تا اهدافی را طراحی کنند که نهتنها شفاف و قابلسنجش هستند، بلکه با مأموریت سازمان همراستا بوده و در بازه زمانی مشخصی قابل دستیابیاند. وقتی میخواهید برای انجام کار بیشتر برای خود هدفگذاری کنید، باید یک نقطه نهایی و راهی برای پیگیری پیشرفت خود داشته باشید. بدون اینکه هدف شما و مسیر رسیدن به آن مشخص باشد، احتمالا هدفگذاری شما موفقیتآمیز نخواهد بود. مدل هدفگذاری SMART با تقسیم هدف به ۵ عامل قابل ارزیابی میتواند در این زمینه به شما کمک کند. در ادامه جزییات بیشتری درباره این موضوع ارائه میشود اما پیش از آن کمی بیشتر در مورد اهمیت این مدل هدفگذاری صحبت خواهیم کرد. پس از آن به وسیله چند مثال، چگونگی عملکرد ساختاری و نحوه اجرا و پیادهسازی این مدل را شرح خواهیم داد.

مهم نیست چه کاری انجام میدهید، اما هدفگذاری برای خود اهمیت زیادی دارد. بدون داشتن اهداف روشن و مشخص که شما را رو به جلو هدایت کند، نخواهید دانست در فعالیتهایی که انجام میدهید چقدر پیشرفت کردهاید.
لازم نیست اهدافی که برای خود تعیین میکنید بیش از حد پیچیده باشند. اما تجربه ثابت کرده افرادی که اهداف مشخصی برای خود تعیین میکنند همیشه به موفقیتهای بیشتری دست مییابند. منظور از هدف روشن میتواند «رسیدن به یک وزن خاص» باشد. چنین هدفی قابل دستیابی و ارزیابی است. به عبارت دیگر در چنین مواری اگر در مسیر پیشرفت شما وقفهای ایجاد شد، با پیگیری آن میتوانید رویکرد خود را تغییر دهید.
این درست است که پیشرفت در زندگی شخصی یا شغلی بدون هدفگذاری نیز امکانپذیر است اما با هدفگذاری شانس موفقیت شما بیشتر میشود. بنابراین خوب است که با یک سیستم هدفگذاری کارآمد آشنا شوید. در ادامه این سیستم معرفی و دلیل کارکرد آن شرح داده میشود.

اگر با مدل SMART آشنا نیستید، باید گفت این کلمه تشکیل شده از حروف اختصاری است و هر حرف آن به یک موضوع در زمینه تمرکز بر ایجاد اهداف خاص و واقعبینانه و راه رسیدن به آن، اشاره دارد. پنج عنصر تشکیل دهنده این کلمه عبارتند از:
مثال: فرض کنید میخواهید به عنوان یک سرگرمی شروع به دویدن کنید. میتوانید آزادانه این کار را شروع کنید. یعنی هر زمان و هر کجا که شد بدوید. اما این روش ممکن است برای پیشرفت در این کار مناسب نباشد.
برای ایجاد هدفگذاری مدل اسمارت، میتوانید این هدف را طوری تنظیم کنید که ۵ کیلومتر را در کمتر از ۴۵ دقیقه بدوید. این کار، معیارهای «مشخص» و «قابل اندازهگیری» را در خود دارد و همچنین «قابل دستیابی» هم هست. اگرچه میزان تلاش مورد نیاز برای رسیدن به آن به آمادگی بدنی شما بستگی دارد.
هدفی که انتخاب کردید، «مرتبط» هم هست زیرا شما فعالانه تصمیم گرفتهاید به تناسب اندام دست پیدا کنید. حالا برای اینکه این هدفگذاری را کاملا به شکل اسمارت درآورید و به نتیجه برسید، در نهایت به تعیین مهلت زمانی نیاز دارید. در این مورد، یک تا دو ماه کفایت میکند به شرطی که مطابق برنامهریزی پیش بروید.
این رویکرد برای تعیین هدف ممکن است پیچیده به نظر بیاید. با این حال، اینکه بتوانید پیشرفت خود را در رابطه با هر هدفی بهطور دقیق ردیابی کنید یک راه حل عالی برای ایجاد انگیزه است. تا زمانی که میتوانید پیشروی خود به سمت خط پایان را ببینید، ادامه حرکت در مسیر برایتان آسانتر میشود.

در اینجا چند مثال از نمونه هدفگذاری اسمارت آورده شده که درباره مواردی است که در محل کار و در قبال مشتریان تعیین میشود. ممکن است این نمونهها متداول و فراگیر نباشد اما یقینا مثالهای خوبی از نحوه کار با فرمول اسمارت در پروژههای بزرگ است.
نوشتن کتاب کار سخت و زمانبری است اما مزایایی دارد که آن را به هدفی با ارزش و قابل پیگیری تبدیل میکند. درباره محبوبیت نوشتن جالب است بدانید هر ساله در ماه نوامبر رویدادی به نام «ماه ملی رماننویسی» (NaNoWriMo) برگزار میشود که بهخاطر آن افراد برای نوشتن کتابی با ۵۰ هزار کلمه تلاش میکنند. حال فرض کنید شما یکی از این افراد هستید.
این مثال فرصت مناسبی برای نشان دادن نحوه عملکرد هدفگذاری مدل اسمارت است:
یکی از جالبترین نکات این رویداد این است که نه تنها با خودتان رقابت دارید، بلکه یک شبکه گسترده از پشتیبانان نیز دارید که در موفقیت شما نقش مهمی ایفا میکنند. این شبکه همان نویسندگانی هستند که یکدیگر را به نوشتن تشویق میکنند.
طبیعتا برای نوشتن یک کتاب الکترونیکی شما نیازی به شرکت در چنین رویدادی ندارید. با این حال این مثال خوبی برای ایجاد یک هدفگذاری مدل اسمارت است که اگر بخواهید برای نوشتن یک کتاب برنامهریزی کنید، میتوانید از اصول آن پیروی نمایید.
حتی وقتی از پلتفرمی مثل ووردپرس استفاده میکنید، رساندن یک بلاگ به جایی که برای شما درآمد کسب کند، به تلاش زیادی نیاز دارد. با این حال، با انجام هدفگذاری مدل اسمارت میتوانید به آن دست پیدا کنید:
میتوان گفت این کار یک هدف پایانناپذیر است زیرا پس از دستیابی به هدف، در مرحله بعدی قرار میگیرید. اگر به این کار ادامه دهید بازده سرمایهگذاری (ROI) میتواند به عدد قابل توجهی برسد. و در این مرحله با بهینهسازی موتور جستجو (SEO) و استراتژیهای بازاریابی محتوا خوب عمل خواهید کرد.
یکی دیگر از نمونه هدفگذاری اسمارت این است که هر نوع وبسایتی که داشته باشید، مشترکان ایمیل میتوانند برایتان سرمایه بزرگی باشند. هرچه تعداد مشترکان شما بیشتر باشد، تعداد تبدیل (کانورژن) هم بیشتر میشود. در ادامه نحوه برنامهریزی برای این هدف با اجزای مدل اسمارت شرح داده میشود:
این مثال از مدل هدفگذاری اسمارت نیز مانند مواردی که پیش از این گفته شد بهطور مستقیم بر تلاش شما برای کسب درآمد تاثرگذار است. در هر موردی، اگر برای تعداد مشترکان، به عدد ۵۰۰ رسیدید، میتوانید باز هم در این راه پیشرفت کرده و به عدد بزرگتری برسید. شما قبلا جذابیت مناسبی داشتید که به این مرحله رسیدید، پس رشد بیشتر این لیست برایتان کار دشواری نخواهد بود.
همانطور که حتما به این موضوع آگاه هستید، برای داشتن ترافیک خوب وبسایت، دارا بودن تخصص در زمینه سئو ضروری است. پس برای بهبود یک سایت جدید باید در این زمینه برای خود هدف اسمارت تعریف کنید. مثال:
میزان بازدید بیشتر، با فرصتهای بیشتر برای کسب درآمد متناسب است و احتمالا هدف نهایی شما هم همین است. همچنین شما دادههایی بیشتری برای تست و آزمایش خواهید داشت و احتمالا تعداد مشترکین ایمیل هم افزایش مییابند. در مجموع اگر بتوانید در کمتر از ۱ سال وبسایتی را به ۱۰۰۰ بازدیدکننده در ماه برسانید، در مسیر موفقیت مناسب هستید.
بهترین راه برای ایجاد ترافیک ارگانیک بیشتر در بلاگ شما، انتشار مداوم مطالب است. هرچه آرشیو مطالب شما در بلاگ بیشتر شود، احتمال افزایش تعداد بازدیدکنندگان نیز بیشتر میشود. شرح این هدف را با مدل اسمارت مشاهده کنید:
البته در میزان محتوایی که بهصورت یکنفره قرار است به نمایش به مخاطب بگذارید، محدودیت وجود دارد. با این حال با رشد بلاگ خود احتمالا حجم مطالب را افزایش میدهید تا مخاطبان به بلاگ برگردند. با این هدف میتوانید محدودیتهای خود را دقیقا مشخص کنید و متوجه شوید که چه زمانی وقت توسعه تیمتان است.
اهداف مدل SMART باعث میشوند:
به همین دلیل، هدفگذاری SMART نهتنها برای سازمانها، بلکه برای افراد نیز مزایای ملموسی ایجاد میکند.

برای طراحی یک هدف مؤثر، باید هر یک از اجزای مدل SMART را بهصورت دقیق و هدفمند در نظر بگیریم. در ادامه، هر حرف این چارچوب را به همراه مثالهایی کاربردی بررسی میکنیم:
اولین گام، تعیین دقیق هدف است؛ هدفی که بهطور واضح مشخص کند «چه کسی»، «چه کاری»، «در کجا»، «به چه منظور» و «چرا» باید انجام دهد. هرگونه ابهام یا کلیگویی میتواند مسیر تحقق هدف را دچار اختلال کند.
مثال نامناسب:
میخواهیم فرآیندها را بهبود دهیم.
مثال مناسب:
فرآیند صدور فاکتور را دیجیتالی میکنیم تا زمان صدور از سه روز به یک روز کاهش یابد و در نتیجه رضایت مشتریان افزایش پیدا کند.
هدف زمانی معنا پیدا میکند که امکان ارزیابی و سنجش میزان پیشرفت آن وجود داشته باشد. باید بتوانید با استفاده از شاخصها و دادههای مشخص، میزان تحقق هدف را ارزیابی کنید.
مثال:
تصمیم داریم تا پایان تابستان، نرخ رضایت مشتریان را از ۷۰ درصد به ۹۰ درصد افزایش دهیم. برای دستیابی به این هدف، فرمهای بازخورد مشتریان را بهصورت منظم جمعآوری میکنیم و نتایج را از طریق شاخص NPS تحلیل و پایش میکنیم.
بیشتر بخوانید: نرخ ریزش مشتری و ۱۱ راهکار عملی برای بهبود آن
تعیین اهدافی که بیش از حد بلندپروازانه یا غیرواقعی باشند، نهتنها به نتایج مثبت منجر نمیشود، بلکه میتواند انگیزه تیم را کاهش داده و اعتماد به نفس را تضعیف کند. هدف باید در عین چالشبرانگیز بودن، قابل دستیابی باشد.
مثال غیرواقعی:
در دو هفته آینده، تیم فروش را دو برابر میکنیم.
مثال واقعگرایانه:
در سه ماه آینده، سه کارشناس فروش جدید جذب و آموزش میدهیم تا ظرفیت پاسخگویی تیم افزایش یابد.
استفاده از مدل SMART در این بخش کمک میکند انتظارات بیش از حد یا مبهم از فرآیند حذف شوند.
هدف تعیینشده باید در راستای مأموریت، چشمانداز و اولویتهای راهبردی سازمان باشد. این همسویی، موجب میشود منابع بهدرستی تخصیص یابند و اعضای تیم در مسیر درستی حرکت کنند.
مثال:
تمام اعضای تیم خدمات مشتری تا پایان سهماهه دوم دوره آموزش پاسخگویی تلفنی را میگذرانند تا شاخص حفظ مشتری در سهماهه سوم ۲۰ درصد بهبود یابد.
هر هدف مؤثری باید دارای زمانبندی مشخصی باشد. نبود زمان پایان، اغلب باعث تعلل، کاهش تمرکز و از بین رفتن پیگیری مؤثر میشود. با تعیین یک ددلاین منطقی، میتوان بهرهوری و تعهد را افزایش داد.
مثال:
در طول شش هفته آینده، روزانه ۲۰ دقیقه برای یادگیری کامل نرمافزار مدیریت پروژه وقت اختصاص میدهم و هر هفته پیشرفت خود را مستند میکنم.
بیشتر بخوانید: افیلیت مارکتینگ چیست؟
چارچوب مدل SMART اگرچه روشی مؤثر و ساختیافته برای هدفگذاری بهشمار میرود، اما مانند هر مدل مدیریتی دیگر، مزایا و محدودیتهای خاص خود را دارد. در ادامه، بهصورت شفاف به بررسی این ابعاد میپردازیم:
برای درک بهتر نحوه پیادهسازی هدفگذاری SMART، در ادامه چند نمونه هدف واقعی در سطوح مختلف ارائه میشود:

نکته فقط نوشتن این اهداف نیست؛ اجرا مهمتر است. برای تحقق آنها:
در تمام این مسیر، تکیه بر هدفگذاری SMART تضمین میکند که همه چیز در مسیر واقعی و قابل سنجش باقی بماند.
هدفگذاری به شیوه مدل SMART، صرفاً یک تکنیک مدیریتی نیست، ابزاری قدرتمند برای خلق نظم، شفافیت و جهتمندی در مسیر تحقق اهداف فردی، تیمی و سازمانی است. این چارچوب با ارائه یک نقشه راه دقیق، به شما کمک میکند مسیر حرکت را روشنتر ببینید، تمرکز و انگیزه تیم را حفظ کنید و عملکرد قابلاندازهگیری و مؤثری داشته باشید.

صرف نظر از اینکه میخواهید چه چیزی به دست آورید، اهداف مشخص و قابل اندازهگیری، کلید موفقیت هستند. اهداف نهایی شما چه مالی و چه شخصی باشد و یا حتی صرفا بر اساس معیارها باشد، استفاده از ساختار هدفگذاری مدل اسمارت (SMART) میتواند به شما در موفقتر بودن در کاری که قصد انجام آن را دارید، کمک کند.
اگر اطمینان داشته باشید که اهداف تعیین شده شما با ۵ معیار مدل اسمارت (مشخص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط، محدودیت زمانی) مطابقت دارد، میتوانید با تمرکز در این راه، تصمیمهای خود را بر اساس این مدل تنظیم کنید. پس از دستیابی به یک هدف اسمارت، میتوانید با اطمینان از این استراتژی که بنا گذاشتید، قدم بعدی را بردارید و با هدف پیشرفت، دوباره شروع کنید.
اگر در این زمینه دانش و تجربهای دارید، در همینجا با ما در میان بگذارید.

پرسشهای متداول
مدل SMART چیست؟
یک مدل هدفگذاری است که در آن هدف، باید مشخص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و در یک بازه زمانی مشخص تحقق یابد.
تعیین هدف چه نقشی در موفقیت دارد؟
با تعیین یک هدف مشخص، تمام تمرکز و توجه خود را برای رسیدن به آن صرف میکنید و از پرداختن به مسائل حاشیهای و اتلاف وقت جلوگیری میشود. همچنین در هر مرحله، میتوانید میزان موفقیت و نزدیک شدن به هدف را بسنجید و راهکارهای مناسب جهت رسیدن به آن، اتخاذ کنید.
منابع
микроклад займ личный кабинетзайм под материнский капитал в сбербанкелови займ личный кабинет займ на киви онлайнlime займ личный кабинетзайм безработным на карту
مدل SMART کمک میکند تا اهدافی طراحی کنیم که واضح، قابلاندازهگیری، دستیافتنی، مرتبط با اولویتها و دارای زمان مشخص برای اجرا باشند. این مدل باعث میشود بهتر بتوانیم پیشرفت کار را بسنجیم و با تمرکز بیشتری به سمت موفقیت حرکت کنیم.
در روش هدفگذاری SMART ما برای هر هدف، ساختاری مشخص تعریف میکنیم که شامل پنج ویژگی کلیدی است. این در حالی است که در روشهای سنتی معمولاً هدفها کلی، مبهم یا بدون شاخصهای اندازهگیری مشخص هستند و همین موضوع باعث میشود دستیابی به آنها دشوارتر شود.
بله، مدل SMART فقط مختص سازمانها نیست. افراد میتوانند با این مدل برای اهدافی مثل بهبود سبک زندگی، یادگیری یک مهارت یا رسیدن به تناسب اندام برنامهریزی کنند و با نظم بیشتری مسیر پیشرفت خود را دنبال کنند.
بله، حتی برای اهداف بلندمدت هم میتوان از هدفگذاری SMART استفاده کرد. کافی است هدف نهایی را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنیم و برای هر بخش یک هدف SMART مشخص طراحی کنیم تا بتوانیم قدمبهقدم پیش برویم و از مسیر خارج نشویم.
برای شروع، باید یک هدف کلی را در ذهن داشته باشیم. سپس بررسی کنیم که این هدف آیا ویژگیهای مدل SMART را دارد یا نه. اگر ندارد، باید آن را بازنویسی کنیم تا دقیق، قابلاندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و دارای زمانبندی مشخص شود. بعد از آن میتوانیم با ابزارهایی مثل Notion یا Trello مراحل اجرا را دنبال کنیم.
1 ديدگاه نظر دهيد
سلام ممنون از سایت خوبتون جالبه که الان همه چی مجازیه طرف سایت زده لوله بازکنی برچسب و سفارش چاه بازکنی رو هم اینترنتی میگیره! نظر من به شخصه اینه که اینترنت و فضای مجازی خیلی کارمونو راحت و سریع کرده و باعث شده بتونیم توی زمانمونم صرفه جویی کنیم.