استراتژی دیجیتال مارکتینگ چیست و چه اهمیتی دارد؟

زمان مطالعه : 8 دقیقه
خانه بلوک های یادگیری دوره رایگان دیجیتال مارکتینگ

    در جلسات قبل خواندیم که دیجیتال مارکتینگ چیست؟ و همچنین  راه اندازی یک وب‌سایت مناسب و روش‌های گوناگون حضور آنلاین مثل فهرست لوکال، شبکه‌های اجتماعی و موبایل صحبت کردیم. حال باید بدانید که برای رسیدن به اهداف کسب‌وکار خود نیاز به برنامه‌ای دارید که به آن استراتژی دیجیتال مارکتینگ گفته می‌شود. ابزاری وجود دارند که در این مسیر می‌توانید از آن‌ها بهره ببرید. رسانه‌های فردی یا پولی و کمپین‌های بازاریابی نمونه‌هایی از این ابزار هستند. این بلاگ در 25 شهریور 1403 برای اولین بار منتشر شده است و در 29 شهریور 1404 آپدیت شده که مطالب جدید به شما کمک این ابزار و به وسیله انتخاب بهترین روش، استراتژی بازاریابی دیجیتال خود را بچینید و آن را پیش ببرید تا بتوانید به هدف مورد نظرتان برسید. استراتژی دیجیتال مارکتینگ

     استراتژی دیجیتال مارکتینگ چیست؟

    استراتژی دیجیتال مارکتینگ طرحی است برای ایجاد حضور اینترنتی از طریق کانال‌های آنلاین مانند جستجوی ارگانیک، رسانه‌های اجتماعی، تبلیغات پولی و سایر رسانه‌های مبتنی بر وب مانند وبسایت شما. هدف استراتژی های دیجیتال مارکتینگ افزایش آگاهی از برند شما و جذب مشتریان جدید به برند شما است.

    یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ قوی، به کسب‌وکار شما کمک می‌کند تا از طریق کانال‌های انتخاب شده با دقت به اهداف دیجیتالی خاصی دست یابد. بسیار مهم است که به یاد داشته باشید که همه کانال‌های بازاریابی برای همه کسب‌وکارها مناسب نیستند. 

    چالش اصلی برای صاحبان کسب‌وکار و بازاریابان استفاده از یک استراتژی مناسب در دیجیتال مارکتینگ است. در حالت کلی، استراتژی‌ بازاریابی دیجیتال به دو بخش رایگان (Organic) و غیر رایگان (Paid) تقسیم می‌شود. استراتژی رایگان بر بهینه‌سازی موتورهای جست‌وجو (SEO) و بهینه‌سازی صفحه اپلیکیشن‌ها در مارکت (ASO) تمرکز دارد. استراتژی غیر رایگان دیجیتال مارکتینگ انواع مختلفی را شامل می‌شود که SEM یکی از آنهاست. به دلیل وجود رقابت بسیار زیاد در استراتژی‌های رایگان، استراتژی‌های غیر رایگان ممکن است تأثیرگذاری بیشتری در ایجاد ترافیک داشته باشد.

    استراتژی دیجیتال مارکتینگ به صورت رایگان یا Organic چیست؟

    استراتژی رایگان بازاریابی دیجیتال یا بازاریابی ارگانیک به روش‌هایی اطلاق می‌شود که بدون پرداخت هزینه و با تغییراتی در روش حضور آنلاین، می‌توان توسط مخاطبان دیده شد. در این روش‌ها برای کلیک مشتری روی لینک مستقیم وب‌سایت، هزینه‌ای پرداخت نمی‌کنید. ترافیک می‌تواند هم به‌صورت کمی هم به‌صورت کیفی افزایش یابد:

    شما می‌توانید تمام بازدیدکنندگان دنیا را به بازدید از وب‌سایت خود جذب کنید (!) اما اگر آن‌ها در وب‌سایت شما چیزی که در جست‌وجوی آن بودند را پیدا نکنند، فوراً وب‌سایت شما را ترک می‌کنند. به‌عنوان‌مثال، اگر بازدیدکنندگان تنها به این منظور که موتور جستجوگر گوگل به آن‌ها می‌گوید که شما منبعی برای فروش محصولات Apple هستید وارد وب‌سایت شما شوند درحالی‌که شما یک کشاورز هستید که سیب می‌فروشد، این افزایش ترافیک بی‌کیفیت است. ترافیک باکیفیت به ‌منظور حضور بازدیدکنندگانی است که علاقه‌مند به محصولات/خدمات شما هستند.

    در ادامه، هنگامی ‌که بازدیدکنندگان متناسب با کسب‌وکارتان را از طریق کلیک بر روی صفحات نتایج جستجوگرها یافتید، باید به فکر افزایش میزان ترافیک وب‌سایت خود باشید.

    انواع استراتژی‌های دیجیتال مارکتینگ رایگان

    استراتژی‌های رایگان دیجیتال مارکتینگ شامل SEO  و  ASO است. شما با تمرکز بر روی این دو مورد می‌توانید به هدف نهایی خود برسید. بیاید با این دو اصلاح بیشتر آشنا شویم:

    استفاده از سئو در استراتژی دیجیتال مارکتینگ

    1. بهینه‌سازی موتور جست‌وجو (SEO)

    SEO مخفف عبارت Search Engine Optimization به معنای بهینه‌سازی موتور جست‌وجو است. سئو شامل مجموعه اقداماتی است که بر روی وب‌سایت انجام می‌شود تا منجر به افزایش ترافیک وب‌سایت از طریق نتایج موتورهای جست‌وجو شود. هدف اصلی سئو، رسیدن به رتبه‌های بالاتر صفحه نتایج جست‌وجو است تا بازدیدکنندگان بیشتری را جذب کند. سئوی سایت از طریق بهبود محتوا، بهینه‌سازی ساختار وب‌سایت، استفاده از کلمات کلیدی مناسب، ایجاد لینک‌های خارجی و داخلی و افزایش سرعت بارگذاری صفحات انجام می‌شود. از جمله مزایای استفاده از SEO در دیجیتال مارکتینگ شامل:

    1. افزایش ترافیک طبیعی: وب‌سایت شما بدون نیاز به پرداخت هزینه به‌صورت طبیعی بازدیدکنندگان بیشتری را جذب می‌کند. با افزایش بازدیدکننده فروش وب‌سایت شما هم به همان اندازه افزایش می‌یابد.
    2. بهبود اعتبار و اعتماد: وب‌سایت‌هایی که در رتبه‌های بالای نتایج جست‌وجو قرار دارند، اعتماد بیشتری از سوی کاربران کسب می‌کنند.
    3. صرفه‌جویی در هزینه‌ها: SEO نسبت به تبلیغات پرداختی هزینه کمتری دارد و در بلندمدت بهبود قابل‌توجهی در ترافیک و فروش ایجاد می‌کند.

    2. بهینه‌سازی فروشگاه اپلیکیشن (ASO)

    ASO مخفف عبارت App Store Optimization به معنای بهینه‌سازی فروشگاه اپلیکیشن است. در واقع ASO نوعی از فرایند بهبود قابلیت دیده‌شدن اپلیکیشن‌ها در فروشگاه‌های اپلیکیشن (مانند iTunes ،iOS ،Google Play) است. هدف ASO این است که اپلیکیشن‌ها از طریق جست‌وجوی کلیدواژه در استور رتبه‌بندی بهتری کسب کنند و در جایگاه اپلیکیشن‌های برتر قرار گیرند تا منجر به نصب بیشتر اپلیکیشن ‌شود. اقداماتی که در ASO انجام می‌شود شامل بهینه‌سازی عنوان و توضیحات اپلیکیشن، استفاده از کلمات کلیدی مناسب، بهبود تصاویر و ویدئوهای معرفی اپلیکیشن و دریافت نقد و بررسی‌های مثبت است. برخی از مزایای استفاده از ASO در دیجیتال مارکتینگ شامل:

    1. افزایش دیده‌شدن و نصب اپلیکیشن: با بهبود رتبه‌بندی در فروشگاه‌های اپلیکیشن، تعداد نصب‌های آن افزایش می‌یابد.
    2. بهبود تجربه کاربری: با ارائه توضیحات و تصاویر مناسب، کاربران بهتر می‌توانند تصمیم به نصب اپلیکیشن بگیرند.
    3. رقابت‌پذیری بیشتر: با بهینه‌سازی مداوم، می‌توانید از رقبا پیشی بگیرید و مخاطبان بیشتری را جذب کنید.

     در جلسات بعدی کالج، به ‌طور مفصل و با جزئیات بیشتری به این دو راهکار خواهیم پرداخت.

     

    استراتژی‌ دیجیتال مارکتینگ به صورت غیر رایگان چیست؟

    همان ‌طور که از نام آن مشخص است، شما باید برای این نوع از خدمات پول پرداخت کنید. به دلیل رقابت بسیار زیاد در استراتژی‌های رایگان دیجیتال مارکتینگ، روش‌های غیر رایگان، مکمل و از ملزومات فعالیت‌های بازاریابی شما خواهند بود. این استراتژی‌ بازاریابی دیجیتال نیاز به طراحی، برنامه‌ریزی و اجرای دقیق دارد و راه مناسبی برای ارتقای محتوا و افزایش ترافیک است.

    انواع استراتژی‌های دیجیتال مارکتینگ غیررایگان

    بازاریابی شبکه های اجتماعی (SEM (Search Engine Marketing)، بازاریابی موتورهای جستجو (Social Media Marketing، تبلیغات ویدیویی، تبلیغات نمایشی و تبلیغات در اپلیکیشن‌ها جزو استراتژی‌های غیررایگان دیجیتال مارکتینگ هستند که هر کدام از آن‌ها در جلسات بعدی ‌مفصل توضیح داده می‌شود و در اینجا تنها به معرفی آنها می‌پردازیم:

    1. SEM یا بازاریابی موتورهای جستجو

    از تبلیغات پولی برای حضور در صفحه نتایج موتور جستجو استفاده می‌کند. وجود کلیدواژه‌های مرتبط در وب‌سایت شما و انجام فعالیت‌های قبلی سئو، به شما کمک می‌کند که جایگاه تبلیغات بالاتر و با قیمت کمتری داشته باشید.

    بازاریابی موتورهای جستجو(SEM)

    مزایای این نوع استراتژی دیجیتال مارکتینگ شامل:

    • نتایج سریع‌تر: برخلاف SEO که نیاز به زمان دارد تا نتایج خود را نشان دهد، SEM می‌تواند به‌سرعت ترافیک وب‌سایت شما را افزایش دهد.
    • هدف‌گذاری دقیق‌تر: با استفاده از کلیدواژه‌های مرتبط و تنظیمات پیشرفته هدف‌گذاری، می‌توانید به مخاطبان دقیق‌تری دسترسی پیدا کنید.
    • قابل‌اندازه‌گیری و بهینه‌سازی: با استفاده از ابزارهای تحلیلی، می‌توانید عملکرد تبلیغات خود را اندازه‌گیری و بهینه‌سازی کنید.

     

    2. SMM یا بازاریابی شبکه‌های اجتماعی

    استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای معرفی محصولات/خدمات به‌منظور افزایش ترافیک بازدید است و روش بسیار خوبی برای دستیابی به مشتریان در تمام اندازه‌های کسب‌وکار است. لینکدین، توییتر، اینستاگرام، فیسبوک و یوتیوب تعدادی از شبکه‌های اجتماعی مورد استفاده در تبلیغات اینترنتی هستند.

    از مزایای استفاده از بازاریابی شبکه‌های اجتماعی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    • ارتباط مستقیم با مشتریان: شبکه‌های اجتماعی به شما این امکان را می‌دهند تا به‌صورت مستقیم با مشتریان خود ارتباط برقرار کرده و بازخوردهای آن‌ها را دریافت کنید.
    • افزایش شناخت برند: با حضور فعال در شبکه‌های اجتماعی می‌توانید روی برند خود تمرکز کنید.
    • تبلیغات هدفمند: در شبکه‌های اجتماعی شما می‌توانید تبلیغات هدفمند را بر اساس علایق و رفتارهای مشتریان خود اجرا کنید.

    3. ویدیو مارکتینگ یا بازاریابی ویدیویی

    بازاریابی ویدئویی در استراتژی دیجیتال مارکتینگ

    فرآیند استفاده از ویدیوهای جذاب برای ارتقا و بازاریابی کسب‌وکار شما است و شامل مراحل تولید ویدئو، انتشار آن و بهبود نتایج است. تأثیرگذاری ویدئو بسیار زیاد است به‌ نحوی‌ که اگر افراد اطلاعاتی را فقط بشنوند، سه روز بعد 10% از مطالب را به یاد دارند ولی اگر صدا و تصویر در قالب ویدئو همراه یکدیگر باشد، سه روز بعد به‌ طور متوسط 65% از اطلاعات را به یاد خواهند داشت.

    از مزایای استفاده از ویدیو مارکتینگ می توان به موارد زیر اشاره کرد:

    • افزایش تعامل: ویدئوها معمولاً نرخ تعامل بیشتری نسبت به متن و تصاویر دارند.
    • بهبود حافظه مخاطبان: مطالعات نشان داده‌اند که افراد اطلاعات را زمانی که صدا و تصویر با هم ترکیب شده باشند، بهتر و برای مدت طولانی‌تری به یاد می‌آورند.
    • قابلیت اشتراک‌گذاری بالا: ویدئوها به‌راحتی در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته می‌شوند و می‌توانند به‌سرعت وایرال شوند.

     

    4. بنرهای تبلیغاتی

    در اینترنت، تبلیغات کوچک مستطیلی شکل هستند که در نقاط مختلف صفحات وب‌سایت ظاهر می‌شوند و اگر بر روی آن کلیک کنید، شما را به وب‌سایت تبلیغ دهنده منتقل می‌کند.

    مزایای این نوع تبلیغات دیجیتال مارکتینگ شامل:

    • افزایش دیده‌شدن برند: با تبلیغات بنرها شما می‌تواند، برند خود را به مخاطبان جدید معرفی کنید.
    • قابلیت هدف‌گذاری دقیق: با استفاده از پلتفرم‌های تبلیغاتی، می‌توانید بنرهای خود را به مخاطبان خاصی نمایش دهید.
    • تحلیل عملکرد: می‌توانید عملکرد بنرهای تبلیغاتی خود را از طریق ابزارهای تحلیلی مختلف اندازه‌گیری کنید.

    5. اپلیکیشن‌های موبایل

    صاحبان کسب‌وکار و بازاریابان در تلاش‌اند که برند خود را از طریق اپلیکیشن‌های موبایل به کاربران دستگاه‌های هوشمند معرفی و تبلیغ کنند. امروزه موبایل به‌عنوان نزدیک‌ترین رسانه به مخاطب پیام تبلیغاتی کسب‌وکار را سریع و به بخش زیادی از مخاطبان می‌رساند.

    برخی از مزایای استفاده از این نوع تبلیغات شامل:

    • دسترسی به مخاطبان وسیع: تبلیغات در اپلیکیشن‌های موبایل می‌تواند به تعداد زیادی از کاربران نمایش داده شود.
    • تعامل بالا: اپلیکیشن‌های موبایل معمولاً نرخ تعامل بالاتری نسبت به وب‌سایت‌ها دارند.

    تبلیغات درون اپلیکیشن در استراتژی دیجیتال مارکتینگ

    6. ایمیل مارکتینگ

    می‌تواند در هر دو دسته ارگانیک و پولی قرار گیرد اما با اطمینان می‌توان گفت که ایمیل مارکتینگ یکی از مقرون به ‌صرفه‌ترین روش‌های بازاریابی و تبلیغات است. پلتفرم‌های بسیاری برای ارسال کمپین‌های ایمیلی و طراحی خبرنامه‌های الکترونیکی وجود دارد که قیمت سالانه آن‌ها بسته به تعداد افراد دریافت‌کننده می‌تواند بین چند ده تا چند صد دلار باشد که در مقایسه با سایر روش‌های بازاریابی بسیار کم است.

    از مزایای ایمیل مارکتینگ می‌توان موارد زیر را نام برد:

    • هزینه پایین: نسبت به سایر روش‌های بازاریابی، ایمیل مارکتینگ هزینه کمتری دارد و می‌تواند بازدهی بالایی داشته باشد.
    • هدف‌گذاری دقیق: در ایمیل مارکتینگ شما می‌توانید ایمیل‌های خود را به مخاطبان خاصی ارسال کنید.
    • قابل‌تحلیل: با استفاده از ابزارهای تحلیل، می‌توانید عملکرد کمپین‌های ایمیلی خود را تحلیل کنید.

    اهداف استراتژی دیجیتال مارکتینگ غیر رایگان

    بازاریابی مستقیم: این نوع استراتژی از PPC (Pay Per Click)، موبایل مارکتینگ و تبلیغات خرید (Shopping Adds) به‌ منظور افزایش ترافیک و نرخ تبدیل برای کسب‌وکار استفاده می‌شود.

    برند سازی: هدف تبلیغات در این نوع استراتژی، آگاهی بخشی درباره برند یا محصول با استفاده از Google Display ads، ویدیو مارکتینگ و موبایل مارکتینگ است.

    بازاریابی مجدد: هدف این نوع استراتژی، ایجاد تبلیغات هدفمند و منحصربه‌فرد برای کاربرانی است که قبلاً وب‌سایت/ اپلیکیشن/ کانال یوتیوب را دیده‌اند.

    پارامترهای انتخاب استراتژی‌ دیجیتال مارکتینگ

    بسته به اهداف کسب‌وکارتان، شناخت مخاطب و میزان بودجه‌ای که در اختیار دارید، می‌توانید یکی از استراتژی‌های ذکر شده در بالا را برای بازاریابی انتخاب کنید.

    1. نوع کسب‌وکار و محل حضور آنلاین

    نوع و محل حضور آنلاین کسب‌وکارتان در انتخاب روش تبلیغاتی نقش بسیار مهمی دارد؛ مثلاً اگر کسب کار شما تنها از طریق وب‌سایت اداره می‌شود باید توجه ویژه‌ای به SEO وب‌سایت داشته باشید در حالی ‌که اگر کسب‌وکار شما از طریق اپلیکیشن در دنیای آنلاین حضور دارد، باید روی ASO تمرکز بیشتری داشته باشید.

    2. شناخت اهداف کسب و کار

    اهداف کسب‌وکار نیز نقش تعیین‌کننده در انتخاب استراتژی دیجیتال مارکتینگ دارد. به‌ عنوان‌ مثال؛ هدف تبلیغاتی کسب‌وکارهای بزرگ، ترویج برند و ایجاد شناخت برای آینده است و به همین دلیل بودجه زیادی را در راه‌های مختلف بازاریابی مانند SEO ،SEM ،SMM ،In App و video marketing صرف تبلیغات می‌کنند درصورتی‌که معمولا اهداف کسب‌وکارهای کوچک فروش فعلی است و توان مالی زیادی برای تبلیغات ندارند و باید بهترین گزینه برای تبلیغات را انتخاب کنند؛ مثلاً ایمیل مارکتینگ، سئو و تبلیغات بنری برای کسب‌وکارهای کوچک مناسب هستند.

    3. شناخت مخاطب

    همچنین به عملکرد و مخاطبان کسب‌وکارتان نیز توجه کنید و در ابتدا مخاطبان کسب‌وکارتان را شناسایی کنید و در جایی که آن‌ها حضور بیشتری دارند تبلیغات کنید. به ‌عنوان‌ مثال، اگر محصولات شما جنبه تزئیناتی و تجملاتی دارند مانند ساعت یا طلا و جواهر، قطعاً استفاده از LinkedIn برای شما مناسب نیست؛ زیرا شما را به مخاطب هدف نمی‌رساند. در عوض تبلیغات ویدئویی در اپلیکیشن‌هایی نظیر اینستاگرام برای شما بهترین گزینه خواهد بود.

    4. بوجه کسب و کار

    انتخاب روش‌های تبلیغاتی شما باید متناسب با بودجه‌ای باشد که برای آن در نظر گرفته‌اید. به‌عنوان‌مثال، اگر قصد جذب کاربر جدید برای اپلیکیشن خود دارید، باید از روز اول توسعه اپلیکیشن به فکر بودجه‌ای متناسب برای کمپین‌های نصب اپلیکیشن باشید زیرا این کمپین‌ها معمولاً قیمت بالایی دارند و با بودجه‌های اندک، نمی‌توان انتظار نتیجه بخشی از آن‌ها را داشت.

    مزایای داشتن استراتژی در دیجیتال مارکتینگ

    • با داشتن یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ مدون، برند شما بهتر و بیشتر شناخته می‌شود.
    • یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ خوب می‌تواند کارایی کمپین‌های تبلیغاتی و در نتیجه فروش شما را افزایش دهد.
    • استراتژی دیجیتال مارکتینگ برنامه کاری شما را طبق روال، منظم می‌کند.
    • یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ خوب، ترافیک سایت شما را افزایش می‌دهد.

    معایب نداشتن استراتژی دیجیتال مارکتینگ

    نداشتن استراتژی دیجیتال مارکتینگ نیز مانند نداشتن برنامه‌ریزی مدون در هر کاری موجب ناهماهنگی و عدم دستیابی به‌موقع به هدف خواهد شد. از دیگر معایب نداشتن یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    • سهم بازار خود را از دست خواهید داد.
    • امکان بودجه‌بندی درست و بر اساس الویت‌ها را از دست می‌دهید.
    • وقت و هزینه‌ای که صرف کارها می‌کنید، بی‌نتیجه می‌ماند.
    • امکان بهینه‌سازی نخواهید داشت.

    مراحل ایجاد استراتژی دیجیتال مارکتینگ

    اهمیت بازاریابی دیجیتال همچنان در حال افزایش است. مردم زمان بیشتری را به صورت آنلاین سپری می‌کنند و بودجه بازاریابی همچنان به سمت دیجیتال سنگینی می‌کند. با فرصت‌های بسیار زیاد در دیجیتال مارکتینگ، به راحتی می‌توان وارد فعالیت‌های اجرایی شد. با این حال، سرمایه گذاری در استراتژی یکی از بهترین راه‌ها برای افزایش بازگشت سرمایه دیجیتال شما است. یک استراتژی واضح، ضررها را کاهش می‌دهد و تمرکز را به تلاش‌های شما می‌افزاید.

    در اینجا نحوه ایجاد یک استراتژی دیجیتال مارکتنیگ قوی آورده شده است:

    1. تعیین اهداف بازاریابی

    اولین قدم در ایجاد یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ، تعیین اهداف بازاریابی است. این اهداف باید مشخص، قابل‌اندازه‌گیری، قابل‌دستیابی، مرتبط و زمان‌بندی شده باشند (در ادامه بیشتر با این روش آشنا خواهیم شد). اهداف بازاریابی می‌توانند شامل افزایش ترافیک وب‌سایت، بهبود نرخ تبدیل، افزایش فروش، افزایش آگاهی از برند یا بهبود روابط با مشتریان باشند. اما به یاد داشته باشید که نهایت تمام این اهداف فروش و درآمد است.

    تعیین اهداف روشن به شما کمک می‌کند تا مسیر خود را مشخص کنید و بدانید که به کجا می‌روید. همچنین با داشتن اهداف واضح می‌توانید عملکرد خود را ارزیابی کرده و در صورت نیاز، تغییرات لازم را اعمال کنید.

    2. مشخص کردن پرسونای مخاطبان

    بعد از تعیین اهداف، باید پرسونای مخاطبان خود را مشخص کنید. پرسونا نمایی از مشتریان شما است. مشتریان شما چگونه افرادی هستید؟ نیازهای آنها چیست؟ به چه چیزهایی علاقه‌مند هستید؟ قبل از ایجاد استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما باید به این سؤالات پاسخ دهید. برای ایجاد پرسونا می‌توانید از تحقیقات بازار، مصاحبه با مشتریان فعلی و تحلیل داده‌های موجود استفاده کنید.

    شناخت دقیق مخاطبان به شما کمک می‌کند تا پیام‌ها و محتواهای خود را به شکلی طراحی کنید که برای آنها جذاب و مفید باشد. همچنین با داشتن پرسونای مشخص می‌توانید از ابزارها و کانال‌های مناسبی برای رسیدن به مخاطبان خود استفاده کنید.

    3. بررسی ابزار و کانال‌های دیجیتال مارکتینگ

    در این مرحله، باید ابزارها و کانال‌های مختلف دیجیتال مارکتینگ را بررسی کنید. این ابزارها و کانال‌ها همان‌طور که با هم بررسی کردیم می‌توانند شامل وب‌سایت، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل مارکتینگ، تبلیغات آنلاین، SEO، SEM و غیره باشند.

    هر کدام از این کانال‌ها و ابزارها ویژگی‌ها و مزایای خاص خود را دارند (کامل به آنها پرداختیم)؛ بنابراین باید باتوجه‌به اهداف و پرسوناهای مخاطبان خود، مناسب‌ترین ابزارها و کانال‌ها را انتخاب کنید. به‌عنوان‌مثال اگر هدف شما افزایش آگاهی از برند در میان جوانان است، استفاده از شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و تیک‌تاک می‌تواند مؤثر باشد.

    4. شناسایی و تحلیل رقبا

    یکی از مراحل مهم در ایجاد استراتژی دیجیتال مارکتینگ، شناسایی و تحلیل رقبا است. برای این کار می‌توانید به وب‌سایت‌ها، شبکه‌های اجتماعی و دیگر کانال‌های رقبا سر بزنید و بررسی کنید که آنها چه نوع محتواها و پیام‌هایی را منتشر می‌کنند، از چه ابزارها و کانال‌هایی استفاده می‌کنند و چه نوع تعاملاتی با مخاطبان خود دارند.

    تحلیل رقبا به شما کمک می‌کند تا نقاط قوت و ضعف آنها را بشناسید و از این اطلاعات برای بهبود استراتژی خود استفاده کنید. همچنین می‌توانید فرصت‌ها و نیازهای موجود در بازار را شناسایی کرده و برنامه‌های خود را بر اساس آنها تنظیم کنید.

    5. اجرا و ارزیابی

    بعد از تعیین اهداف، مشخص‌کردن پرسوناهای مخاطبان، بررسی ابزار و کانال‌ها و تحلیل رقبا، نوبت به اجرا و ارزیابی استراتژی می‌رسد. در این مرحله، باید برنامه‌های خود را به اجرا درآورید و نتایج را به‌دقت ارزیابی کنید.

    برای ارزیابی عملکرد خود می‌توانید از ابزارهای تحلیل وب‌سایت و شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید. این ابزارها به شما کمک می‌کنند تا اطلاعات دقیقی درباره ترافیک، نرخ تبدیل، میزان تعاملات و دیگر شاخص‌های کلیدی دریافت کنید.

    از میان قسمت‌های مختلف استراتژی دیجیتال مارکتینگ، مرحله آخر که اجرا و ارزیابی است، مهم‌ترین مرحله است.

     

    اهداف SMART شده در استراتژی دیجیتال مارکتینگ

    اهداف SMART شده در استراتژی دیجیتال مارکتینگ

     

    برای معرفی هدف‌گذاری اسمارت (SMART) ابتدا در نظر داشته باشید که برای آن که بتوانید کارهای خود را پیگیری کنید و به پیشرفت مورد نظر دست یابید، نیاز به هدف‌گذاری دارید. ایجاد هدف مسیرتان را مشخص می‌کند و بدون آن نمی‌توان موفقیت را متصور شد.

    مدل هدف‌گذاری SMART یعنی بخش‌بندی هدف به ۵ قسمت قابل ارزیابی که هر حرف خود را به ترتیب از کلمات زیر وام گرفته است:

    • Specific؛ مشخص
    • Measurable؛ قابل اندازه‌گیری
    • Attainable؛ قابل دستیابی
    • Relevant؛ مرتبط
    • Time-Bound؛ دارای محدودیت زمانی

    هدف شما باید دارای ویژگی‌های بالا باشد تا در مهلت زمانی مقرر به نتیجه مورد نظر دست پیدا کنید.

    استراتژی دیجیتال مارکتینگ بر اساس فریم‌ورک RACE

    استراتژی دیجیتال مارکتینگ بر اساس فریم‌ورک RACE

    فریم‌ورک RACE یکی از روش‌های گوناگونی است که در تدوین استراتژی دیجیتال مارکتینگ از آن استفاده می‌شود. ۴ حرف کلمه RACE هر کدام نشان دهنده یکی از واژه‌های زیر هستند:

    • Reach؛ دسترسی
    • Act؛ فعالیت
    • Convert؛ تبدیل
    • Engage؛ تعامل

    پس فریم‌ورک RACE درباره دسترسی مخاطبان و افزایش آگاهی از برند در پلتفرم‌های مختلف آنلاین، اقدامات و فعالیت‌هایی که در آن‌ها نسبت به برند علاقه ایجاد می‌کند و این آشنایی بیشتر می‌شود، تبدیل آن‌ها به مشتری و ایجاد و ادامه تعامل و وفاداری است تا طول عمر مشتری بیشتر شود.

    مقدمه: چرا بازاریابی درونگرا در قلب استراتژی دیجیتال مارکتینگ قرار دارد؟

     

    وقتی می‌خواهید محصولی بخرید یا خدمتی انتخاب کنید طبیعی است که پیش از هر تصمیمی، در اینترنت جست‌وجو می‌کنید، مقالات مرتبط را مطالعه می‌کنید، نظرات دیگران را می‌خوانید و سعی می‌کنید اطلاعات کافی به‌دست آورید. مخاطبان شما نیز دقیقاً همین مسیر را طی می‌کنند. در چنین شرایطی، بازاریابی درونگرا جایگاه ویژه‌ای در استراتژی دیجیتال مارکتینگ پیدا می‌کند. این رویکرد به‌جای ارسال پیام‌های تبلیغاتی ناخواسته، با ارائه محتوای مفید و هدفمند، به مخاطب نزدیک می‌شود و فرصتی برای ایجاد اعتماد، آگاهی و ارتباطی پایدار با برند فراهم می‌سازد.

    بازاریابی درونگرا چیست؟ (Inbound Marketing)

    بازاریابی درونگرا روشی استراتژیک برای تولید و توزیع محتوایی است که بر اساس نیازهای مخاطب هدف طراحی شده و به حل مسائل آن‌ها کمک می‌کند. این محتوا می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

    • پست‌های وبلاگ آموزشی
    • کتاب‌های الکترونیکی و راهنماها
    • ویدئوهای آموزشی و معرفی
    • وبینارها و جلسات آنلاین
    • اینفوگرافیک‌ها و داده‌نماها
    • مقالات تخصصی و تحقیقات بازار
    • فعالیت در شبکه‌های اجتماعی

    تمرکز اصلی این مدل بازاریابی بر جذب، تعامل و تبدیل کاربران بدون مزاحمت یا فشار فروش به مشتری است.

    جایگاه بازاریابی درونگرا در استراتژی بازاریابی دیجیتال

    استراتژی بازاریابی دیجیتال مجموعه‌ای از فعالیت‌هاست که برای دستیابی به اهداف بازاریابی از طریق کانال‌های دیجیتال طراحی می‌شود. بازاریابی درونگرا یکی از پایه‌های مهم این استراتژی محسوب می‌شود، چرا که:

    • بر پایه جست‌وجو و کشف ارگانیک بنا شده
    • منجر به تعامل پایدار با مخاطب می‌شود
    • هزینه جذب مخاطب را کاهش داده و ROI بالایی دارد
    • به عنوان ابزار برندسازی و رهبر فکری شدن عمل می‌کند

    بازاریابی درونگرا چگونه عمل می‌کند؟

    مدل عملکرد بازاریابی درونگرا را می‌توان به ۴ مرحله تقسیم کرد:

    1. جذب (Attract): تولید محتوای سئو شده برای جذب ترافیک هدفمند
    2. تبدیل (Convert): ارائه محتوای ارزشمند مانند E-book یا چک‌لیست در ازای ثبت ایمیل
    3. بستن (Close): استفاده از ابزارهای CRM و ایمیل مارکتینگ برای تبدیل لید به مشتری
    4. رضایت (Delight): پشتیبانی و محتوای بیشتر برای حفظ ارتباط و تبدیل مشتری به مروج برند

    سه‌گانه‌ای هوشمند در استراتژی دیجیتال مارکتینگ

    ترکیب بازاریابی درونگرا با اتوماسیون مارکتینگ و استراتژی مبتنی بر حساب (ABM)، مسیر رشد پایدار و هدفمند را برای کسب‌وکارها هموار می‌سازد. این هم‌افزایی موجب می‌شود نه‌تنها لیدهای باکیفیت‌تری جذب شوند، بلکه فرآیند تبدیل آن‌ها به مشتری نیز به‌صورت هوشمند و شخصی‌سازی‌شده انجام گیرد.

    مزایای اتوماسیون بازاریابی در کنار بازاریابی درونگرا:

    • راه‌اندازی کمپین‌های هدفمند و زمان‌بندی‌شده بر اساس رفتار کاربران
    • ردیابی و تحلیل دقیق رفتار مخاطب در طول قیف فروش
    • ارسال محتوای شخصی‌سازی‌شده در زمان مناسب
    • بهبود تجربه کاربری و افزایش نرخ تبدیل به‌صورت خودکار

    مزایای ترکیب بازاریابی درونگرا با ABM (ویژه B2B):

    • استفاده دوباره از محتوای درونگرا برای هدف‌گیری حساب‌های خاص
    • شناسایی حساب‌های کلیدی جدید از طریق لیدهای جذب‌شده
    • افزایش شخصی‌سازی ارتباطات برای هر حساب مشخص
    • بهبود نرخ تبدیل و تعامل موثرتر با مشتریان سازمانی

    چرا بازاریابی درونگرا برای کسب‌وکارهای کوچک ضروری است؟

    بازاریابی درونگرا در استراتژی دیجیتال مارکتینگ

    • هزینه کمتر نسبت به تبلیغات سنتی و بازاریابی برونگرا
    • امکان راه‌اندازی با منابع محدود
    • قابلیت مقیاس‌پذیری و رشد تدریجی
    • افزایش دیده‌شدن ارگانیک در گوگل و شبکه‌های اجتماعی

    مراحل پیاده‌سازی بازاریابی درونگرا در استراتژی دیجیتال مارکتینگ

    1. شناخت دقیق پرسونای مخاطب
    2. برنامه‌ریزی تولید محتوا بر اساس کلمات کلیدی مرتبط
    3. سئوی فنی و محتوایی وب‌سایت
    4. استفاده از ابزارهای اتوماسیون و CRM
    5. تحلیل داده‌ها و بهبود مستمر عملکرد محتوا
    6. ادغام با کمپین‌های تبلیغاتی (تبلیغات کلیکی، سوشال و…)
    بیشتر بخوانید: آنالیز در دیجیتال مارکتینگ

    مدل فلای‌ویل در استراتژی دیجیتال مارکتینگ: رویکردی نوین برای رشد پایدار

    مدل flywheel در استراتژی دیجیتال مارکتینگ

    استراتژی دیجیتال مارکتینگ دیگر تنها به جذب مشتریان جدید محدود نمی‌شود. برندها باید تجربه‌ای متمایز برای مشتریان فعلی ایجاد کنند تا آن‌ها را در مسیر وفاداری و توصیه نگه دارند. در این چارچوب، مدل فلای‌ویل (Flywheel) به‌عنوان جایگزینی هوشمندانه برای مدل سنتی قیف فروش مطرح شده است؛ مدلی که مشتری را به‌جای مقصد، به نیروی محرکه‌ی رشد تبدیل می‌کند.

    مدل فلای‌ویل چیست و چه تفاوتی با قیف فروش دارد؟

    بر خلاف قیف فروش که مشتری را نقطه پایان فرایند بازاریابی و فروش می‌داند، مدل فلای‌ویل بر اساس مومنتوم و انرژی حاصل از تعاملات مثبت با مشتری طراحی شده است. HubSpot این مدل را به‌عنوان چارچوبی برای استفاده از رضایت و وفاداری مشتری در ایجاد رشد معرفی کرده است.

    در واقع، این مدل به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا با حفظ مشتریان فعلی، آن‌ها را به مروّجان برند تبدیل کنند و از نیروی آن‌ها برای جذب مشتریان جدید بهره ببرند. این ساختار نه‌تنها تعاملات را پایدار می‌کند، بلکه تجربه‌ای یکپارچه برای مخاطبان رقم می‌زند.

    بیشتر بخوانید: مفهوم قیف بازاریابی

    اجزای کلیدی مدل فلای‌ویل

    سه مؤلفه اصلی برای عملکرد صحیح فلای‌ویل در استراتژی بازاریابی دیجیتال وجود دارد:

    • افزایش سرعت: از طریق ابزارهایی مانند بازاریابی درونگرا، برنامه‌های وفاداری و خدمات سریع به مشتری.
    • کاهش اصطکاک: با حذف گلوگاه‌ها و ساده‌سازی فرآیندها (مثلاً کاهش مراحل خرید یا افزایش دسترسی به پشتیبانی).
    • افزایش اندازه چرخ: با گسترش پایگاه مشتریان وفادار و افزایش ظرفیت سیستم برای رشد.

    مراحل مدل Flywheel 

    1. Activate (فعال‌سازی):
      • جذب کاربران اولیه از طریق وب‌سایت‌های بهینه‌شده، ارائه نسخه‌های آزمایشی یا خدمات رایگان.
    2. Adopt (پذیرش):
      • تشویق کاربران تازه‌وارد به استفاده مستمر از خدمات با آموزش و راهنمایی‌های دقیق.
    3. Adore (وفاداری):
      • افزایش علاقه و رضایت از طریق شخصی‌سازی تجربه کاربری و پشتیبانی متمایز.
    4. Advocate (تبدیل به مدافع برند):
      • ایجاد شرایطی که مشتریان وفادار، برند را به دیگران معرفی کنند و از این طریق رشد ایجاد شود.

    چرا مدل فلای‌ویل در استراتژی دیجیتال مارکتینگ مؤثر است؟

    مدل flywheel در استراتژی دیجیتال مارکتینگ

    • با تبدیل مشتریان راضی به مروّجان برند، هزینه‌های جذب کاهش می‌یابد.
    • تجربه مشتری به یک مزیت رقابتی پایدار تبدیل می‌شود.
    • فرآیند بازاریابی، فروش و خدمات به‌صورت هماهنگ و هدف‌مند عمل می‌کند.

    ارتباط مدل فلای‌ویل با بازاریابی درونگرا

    استراتژی بازاریابی دیجیتال نوین بر تجربه‌ای مستمر و معنادار برای مخاطب تمرکز دارد. مدل فلای‌ویل به‌عنوان ادامه طبیعی متدولوژی بازاریابی درونگرا عمل می‌کند:

    • جذب (Attract): ایجاد محتوای سئو شده و ارزشمند برای جلب توجه اولیه.
    • درگیرسازی (Engage): تسهیل فرایند خرید با اتوماسیون، لید اسکورینگ و مشاوره هدفمند.
    • خوشحال‌سازی (Delight): ارائه خدمات پس از فروش حرفه‌ای، جمع‌آوری بازخورد و پشتیبانی هوشمند.

    مدل فلای‌ویل چگونه به رشد کمک می‌کند؟

    افزایش سرعت، کاهش اصطکاک و تقویت حلقه ارجاع، باعث می‌شود مشتریان خوشحال، خود به موتور محرک کسب‌وکار تبدیل شوند. این موضوع، پایه و اساس مفهوم “Grow Better” در HubSpot است.

    مقایسه فلای‌ویل و قیف فروش سنتی

    مقایسه فلای‌ویل و قیف فروش سنتی

    1. تحلیل مسیر قیف فعلی و تطبیق آن با مراحل فلای‌ویل
    2. شناسایی نقاط اصطکاک و حذف آن‌ها با بهینه‌سازی UX، پشتیبانی و فرآیندها
    3. طراحی برنامه‌های تشویقی برای مدافعان برند (Referral/Affiliate)
    4. اجرای تست‌های CRO برای بهینه‌سازی تجربه در هر مرحله
    5. تحلیل داده‌های رفتاری و بازخوردها برای بهبود مداوم

    نتیجه‌گیری: بازتعریف رشد در استراتژی بازاریابی دیجیتال

    مدل فلای‌ویل راهی مؤثر برای سازمان‌هایی است که می‌خواهند بر مبنای رضایت، وفاداری و تعامل واقعی با مشتریان رشد کنند. در دنیایی که قدرت در دستان مشتریان است، این مدل به برندها کمک می‌کند تا مسیر رشد خود را با شتاب و پایداری بیشتری طی کنند و تجربه‌ای فراتر از انتظار ارائه دهند.

    زمان آن رسیده که از ساختارهای سنتی فاصله بگیرید و استراتژی دیجیتال مارکتینگ خود را بر مبنای واقعیت‌های جدید طراحی کنید؛ جایی که هر مشتری می‌تواند عامل رشد بعدی باشد.

    مقایسه دو چارچوب کلیدی بازاریابی دیجیتال: RACE و Flywheel

    مدل RACE توسط Smart Insights در سال ۲۰۱۰ معرفی شد تا به بازاریابان کمک کند بازاریابی دیجیتال خود را با رویکردی استراتژیک‌تر، ساختارمندتر و داده‌محورتر مدیریت کنند.

    این مدل چهار مرحله اصلی در چرخه عمر مشتری را پوشش می‌دهد:

    • Reach (دستیابی): افزایش آگاهی و جذب بازدیدکنندگان.
    • Act (تعامل): ترغیب مخاطب به اولین اقدام یا تعامل.
    • Convert (تبدیل): تبدیل مشتری بالقوه به مشتری واقعی.
    • Engage (درگیرسازی): ایجاد وفاداری و روابط بلندمدت.

    یک فاز مقدماتی Plan (برنامه‌ریزی) هم برای انتخاب KPIها و هم‌راستاسازی اهداف اضافه می‌شود.

    ویژگی‌های کلیدی مدل RACE عبارتند از:

    • عملی و اقدام‌محور
    • مشتری‌محور
    • چندکاناله (آنلاین و آفلاین)
    • داده‌محور و قابل اندازه‌گیری
    • دارای SOPها و قالب‌های عملیاتی متعدد

    مدل فلای‌ویل در استراتژی دیجیتال مارکتینگ: تجربه‌ای نو برای رشد پایدار

    استراتژی دیجیتال مارکتینگ صرفا به جذب مخاطب جدید خلاصه نمی‌شود. برندها باید با ایجاد تجربه‌ای مثبت، مشتریان فعلی را نیز درگیر نگه دارند و از قدرت رضایت و وفاداری آن‌ها برای رشد استفاده کنند. اینجاست که مدل فلای‌ویل (Flywheel) وارد عمل می‌شود؛ رویکردی مدرن که بر خلاف قیف سنتی فروش، مشتری را در مرکز قرار می‌دهد و با تکیه بر تجربه و تعامل، شتابی مداوم برای کسب‌وکار ایجاد می‌کند.

    RACE یا Flywheel؟ تکامل یک نگاه

    مدل RACE یک چارچوب عملیاتی برای طراحی و مدیریت کمپین‌های بازاریابی دیجیتال است. این مدل با ساختاری شبیه قیف، کمک می‌کند کسب‌وکارها بدانند در هر مرحله از تعامل با مشتری چه اقداماتی انجام دهند.

    اما مدل فلای‌ویل با الهام از فیزیک و مفهوم «چرخ‌طیار»، مشتری را در مرکز قرار می‌دهد و برخلاف نگاه خطی قیف، بر چرخه‌ای تکرارشونده از جذب، تعامل، رضایت و ارجاع تمرکز می‌کند.

    به همین دلیل، می‌توان گفت Flywheel یک تکامل یا آپدیت مدرن بر مدل‌های قیفی مانند RACE است. اگر RACE به ما می‌گوید «چطور مراحل بازاریابی را اجرا کنیم»، Flywheel به ما نشان می‌دهد «چطور این مراحل را به چرخه‌ای مداوم و خودتقویت‌کننده تبدیل کنیم».

    جمع‌بندی

    • RACE همچنان یکی از بهترین چارچوب‌ها برای برنامه‌ریزی و اجرای بازاریابی دیجیتال است.
    • Flywheel نگاه جدیدی است که مشتری را نه پایان مسیر، بلکه موتور محرک رشد می‌بیند.
    • ترکیب این دو دیدگاه به برندها کمک می‌کند هم ساختار و برنامه‌ریزی دقیق داشته باشند (RACE)، و هم رشد پایدار و مشتری‌محور را تجربه کنند (Flywheel).

    ویدیو، قلب تپنده استراتژی دیجیتال مارکتینگ

    نقش بازاریابی ویدیویی در استراتژی دیجیتال مارکتینگ

    بسیاری از برندها برای معرفی خدمات یا تعامل با مخاطبان، به محتوای متنی یا گرافیکی تکیه می‌کنند. اما اگر می‌خواهید تأثیر بگذارید و در ذهن بمانید، باید به سراغ رسانه‌ای بروید که چند حس مخاطب را هم‌زمان درگیر کند. ویدیو این توانایی را دارد.

    استفاده از ویدیو در استراتژی دیجیتال مارکتینگ، صرفاً یک انتخاب جذاب نیست؛ یک ضرورت مؤثر برای رساندن پیام برند، افزایش تعامل و حرکت دادن مخاطب به سمت اقدام است.

    بازاریابی ویدیویی دقیقاً چیست؟

    بازاریابی ویدیویی یعنی استفاده هدفمند از ویدیو برای معرفی، آموزش، متقاعدسازی یا فروش. این نوع محتوا فقط برای وایرال شدن یا سرگرمی ساخته نمی‌شود؛ بلکه برای انتقال پیام روشن برند، نمایش تخصص، و افزایش اعتماد به کار می‌رود.

    وقتی شما با یک ویدیو، مشکلی را توضیح می‌دهید یا راه‌حلی را به تصویر می‌کشید، مخاطب نه‌تنها مفهوم را بهتر درک می‌کند، بلکه راحت‌تر تصمیم می‌گیرد. برندهایی که از ویدیو در استراتژی دیجیتال مارکتینگ خود استفاده می‌کنند، معمولاً نرخ کلیک، زمان ماندگاری کاربر و نرخ تبدیل بالاتری تجربه می‌کنند.پ

    چرا ویدیو چنین تأثیر قدرتمندی دارد؟

    مغز انسان اطلاعات تصویری را سریع‌تر از متن تحلیل می‌کند. وقتی شما از تصویر، صدا و روایت استفاده می‌کنید، پیام خود را ملموس‌تر و ماندگارتر منتقل می‌کنید.

    یک ویدیوی مؤثر می‌تواند در چند ثانیه، احساس اعتماد ایجاد کند. مخاطب با دیدن فردی که توضیح می‌دهد، یا تجربه‌ای واقعی را روایت می‌کند، احساس نزدیکی بیشتری با برند پیدا می‌کند. این موضوع به‌ویژه در صنایعی مانند خدمات مالی، سلامت یا آموزش اهمیت بالایی دارد.

    از سوی دیگر، ویدیو به بهبود سئوی سایت هم کمک می‌کند. زمانی‌که کاربر زمان بیشتری را در صفحه صرف می‌کند، موتورهای جستجو این رفتار را به‌عنوان سیگنال مثبت تلقی می‌کنند. همین موضوع می‌تواند باعث افزایش رتبه شما در نتایج جستجو شود.

    نقش ویدیو در تقویت استراتژی دیجیتال مارکتینگ

    وقتی درباره استراتژی دیجیتال مارکتینگ صحبت می‌کنیم، منظور یک نقشه‌راه دقیق برای رسیدن به اهداف بازاریابی با استفاده از ابزارهای دیجیتال است. ویدیو یکی از مؤثرترین ابزارهایی است که می‌تواند این استراتژی را به نتیجه برساند.

    برخی از نقش‌های کلیدی ویدیو در این مسیر عبارت‌اند از:

    • افزایش آگاهی از برند: ویدیو توجه جلب می‌کند و برند شما را قابل‌شناسایی‌تر می‌سازد.
    • ارائه ارزش واقعی: با محتوای آموزشی، نشان می‌دهید که چه تخصصی دارید و چه مشکلاتی را می‌توانید حل کنید.
    • هدایت به اقدام: اگر ویدیو دارای ساختار مناسب و CTA مؤثر باشد، مخاطب را به مرحله بعدی راهنمایی می‌کند، مثلاً ثبت‌نام، خرید یا تماس.

    چه نوع ویدیوهایی بیشترین تأثیر را دارند؟

    انتخاب نوع ویدیو باید با توجه به هدف، مخاطب و پیام برند انجام شود. اگر می‌خواهید مفهومی پیچیده را توضیح دهید، یک ویدیوی توضیحی مناسب است. اگر می‌خواهید احساس ایجاد کنید، ویدیویی داستان‌محور مؤثرتر خواهد بود.

    انواع پرکاربرد ویدیوها شامل موارد زیر هستند:

    • ویدیوی معرفی محصول یا خدمت: با نمایش ویژگی‌ها و کاربردها، تصمیم‌گیری مخاطب را آسان‌تر می‌کنید.
    • ویدیوی رضایت مشتری: تجربه واقعی کاربران قبلی، حس اطمینان ایجاد می‌کند.
    • ویدیوی آموزشی یا «چگونه»: مخاطب با برند شما ارتباط یادگیری برقرار می‌کند.
    • ویدیوی شخصی‌سازی‌شده: پیام خاص برای مخاطب خاص، نرخ تعامل را افزایش می‌دهد.
    • پخش زنده: گفت‌وگوهای زنده یا رویدادهای آنلاین، تعامل لحظه‌ای را ممکن می‌کنند.

    چگونه یک برنامه بازاریابی ویدیویی بسازیم؟

    برای اینکه ویدیو بخشی مؤثر از استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما باشد، به یک رویکرد ساختاریافته نیاز دارید:

    تعیین هدف

    قبل از تولید هر ویدیو، مشخص کنید قصد دارید به چه چیزی برسید. این هدف می‌تواند افزایش فروش، جمع‌آوری لید یا آگاهی‌رسانی باشد.

    شناخت دقیق مخاطب

    بدون شناخت مخاطب، محتوای شما اثر نخواهد گذاشت. بدانید که آن‌ها به دنبال چه هستند، چه چیزی آن‌ها را متوقف می‌کند و چگونه تصمیم می‌گیرند.

    انتخاب موضوع مناسب

    ویدیو باید به نیاز یا دغدغه مشخصی پاسخ دهد. به‌جای کلی‌گویی، روی یک نکته خاص تمرکز کنید و برای آن راه‌حل ارائه دهید.

    نوشتن سناریوی واضح

    سناریو قلب یک ویدیو است. از جملات طولانی و پیچیده پرهیز کنید. با یک شروع قوی توجه را جلب کنید، در میانه پیام را منتقل کنید و در پایان یک CTA واضح قرار دهید.

    تولید با کیفیت

    نیاز نیست تجهیزات گران داشته باشید، اما تصویر باید روشن، صدا واضح و تدوین روان باشد.

    انتشار هدفمند

    محتوای خود را در کانال‌هایی منتشر کنید که مخاطبانتان در آن فعال هستند. شبکه‌های اجتماعی، وب‌سایت، ایمیل مارکتینگ یا حتی پیام‌رسان‌ها.

    تحلیل و بهینه‌سازی

    بعد از انتشار، عملکرد ویدیو را بسنجید. شاخص‌هایی مثل نرخ تماشا، تعامل، کلیک و تبدیل را بررسی و بر اساس آن‌ها تصمیم بگیرید.

    اشتباهاتی که نباید تکرار شوند

    • تولید بدون هدف روشن
    • ضبط بدون برنامه یا سناریو
    • نادیده‌گرفتن نیاز به CTA
    • عدم تطبیق ویدیو با ویژگی‌های موبایل
    • تمرکز فقط بر تولید و نه بر ترویج

    آینده بازاریابی ویدیویی به کدام سمت می‌رود؟

    تکنولوژی‌های جدید امکانات تازه‌ای را در اختیار تولیدکنندگان ویدیو قرار داده‌اند. استفاده از محتوای تعاملی، واقعیت افزوده، و تجربه‌های شخصی‌سازی‌شده در حال افزایش است.

    در عین حال، الگوریتم‌های موتورهای جستجو نیز روز‌به‌روز محتوای ویدیویی را بهتر درک می‌کنند و آن را در رتبه‌بندی نتایج لحاظ می‌کنند. این یعنی اگر امروز شروع نکنید، شاید فردا دیر شده باشد.

    در این جلسه به بررسی گام دوم دیجیتال مارکتینگ یعنی مارکت یا عرضه، پرداختیم و راهکارهای آن را به‌صورت کلی بررسی کردیم. حال دیگر می‌دانید که داشتن استراتژی دیجیتال مارکتینگ یکی از مهم‌ترین فاکتورهایی است که در مسیر دستیابی به هدف به آن نیاز دارید. در جلسه آینده این بلوک، بهینه سازی موتور جستجو یا سئو یه طور مفصل گفته شده است.

    در قسمت کامنت‌ها منتظر نظرات و پیشنهادهای شما هستیم.

     

    منابع:

    Salesforce

    Hubspot

    Vwo

    Forbes

    Linkedin

    Camphouse

    smartinsights

    • نازنین قاسمی
    5
    Sending
    User Review
    4.12 (26 votes)

    پرسش و پاسخ

    بازاریابی درونگرا یکی از ارکان اصلی استراتژی دیجیتال مارکتینگ است که با تولید محتوای هدفمند، مخاطب را به‌صورت طبیعی جذب می‌کند. این روش به‌جای تمرکز بر فروش مستقیم، به ایجاد اعتماد و ارزش برای مخاطب متکی است و به همین دلیل برای کسب‌وکارهای مدرن بسیار مؤثر است.

     زیرا مدل فلای‌ویل، برخلاف قیف فروش که با خرید مشتری پایان می‌یابد، مسیر تعامل را پس از خرید ادامه می‌دهد. این مدل مشتریان راضی را به مروجان برند تبدیل می‌کند و باعث رشد طبیعی، پایدار و کم‌هزینه‌تر در استراتژی دیجیتال مارکتینگ می‌شود.

     ابزارهایی مانند CRM، سیستم‌های اتوماسیون بازاریابی، پلتفرم‌های تحلیل رفتار کاربر و داشبوردهای مدیریت کمپین به کسب‌وکارها کمک می‌کنند تا عملکرد بازاریابی درونگرا، ABM و فلای‌ویل را رصد و بهینه‌سازی کنند.

     ویدیو مارکتینگ یکی از مؤثرترین ابزارهای محتوایی در استراتژی دیجیتال مارکتینگ است. ویدیوها با انتقال سریع پیام، افزایش نرخ تعامل، و کمک به تصمیم‌گیری بهتر کاربران، باعث افزایش نرخ تبدیل می‌شوند. از معرفی محصول و آموزش گرفته تا ویدیوهای کوتاه شبکه‌های اجتماعی، همگی می‌توانند به جذب مخاطب و ایجاد وفاداری کمک کنند. استفاده از ویدیو، به‌ویژه در ترکیب با بازاریابی درونگرا و صفحات فرود، قدرت برند را چند برابر می‌کند.

      18 ديدگاه نظر دهيد

    1. خیلی ممنونم از زحماتتون واقعا لذت بردم و استفاده کردم،کاش میشد که یسری مطلب راجع به برندسازی فردی میزاشتین و همینطور یه روشی که ما بتونیم با شما درارتباط باشیم و سوالاتمونو مطرح کنیم و امکان همکاری رو بوجود بیاریم

      • سلام
        ممنون از نظر لطف شما، خوشحالیم که مطالب مفید بوده براتون
        بله حتماً در آینده بیشتر راجع به این موضوع جذاب صحبت میکنیم
        یک پست مختصر هم راجع به این موضوع نوشته شده در کالج، اگه دوست داشتید مطالعه بفرمایید
        https://college.tapsell.ir/personal-branding-tips/

    2. ممنون از زحماتی که میکشید، ولی از یه شبکه تبلیغاتی مثل تپسل توقع میره مطالبش منحصر به فرد و دارای عمق خیلی خیلی بیشتری نسبت به جاهای دیگه باشه، این قبیل مطالب و شاید بشه هر جایی پیدا کرد، خواهش من اینه به جای Me too Marketing مطالب با عمق بیشتری بزارید، نا سلامتی پیشروی بازار تبلیغات موبایلی هستیدا ??

      پیروز باشید

    3. سلام وقت بخیر ممنونم از مطالب عالیتون که در اختیار همه قرار میدید ….فقط چهطور کتاب الکترونیکی دانلود کرد …از کدوم قسمت میشه

      • سلام
        ممنون از لطف شما
        در بخش کتاب‌های الکترونیکی، کافیه ایمیلتون رو در فرم سمت راست وارد کنید، فایل پی دی اف کتاب براتون ایمیل میشه

    4. سلام ممنون از سایت خوبتون
      مطالبتون و اطاعاتتون بسیار بسیار مفید و ارزشمند است واقعا خسته نباشید
      واقعا میشه گفت بهترین سایت هست حتی بهتر از سایت متمم . من سایت متمم زیاد مطلب خوندم ولی به این کاملی و خوبی نبود
      من کارم ساخت تیزر تبلغاتی و ویدئو مارکتینک هست و با خوندن این مطلب ها دانشم نسبت به ویدئو مارکتنیگ بیشتر شد
      فقط یه سوال : در رابطه با چگونه محتوا نوشتن یا راه و روش هایی برای محتوا نوشتن یا در مورد بازرایابی محتوایی هم اطاعات دارید؟
      چون من نگا کردم نتونستم ببیینم اگ مطلب دارید ممنون میشم ک بهم معرفی کنید
      بازم ممنون از سایت خوبتون

    اعلام ديدگاه